امروز پس از سالها داستان نوشتم. داستانی که از اول هم داستان بود. ایده اش دیشب وقت مسواک زدن به ذهنم رسید. خام بود، خیلی خام. فکر کردم نمی توانم بنویسمش، خوب نمی

امروز پس از سالها داستان نوشتم. داستانی که از اول هم داستان بود. ایده اش دیشب وقت مسواک زدن به ذهنم رسید. خام بود، خیلی خام. فکر کردم نمی توانم بنویسمش، خوب نمیشود. و بعد فکر کردم "خب؟". همین که این مرحله به تفکرم اضافه شده یعنی پیشرفت. امروز نوشتمش. خوب شد؟ نه. شد فرست درفت اما. گمانم جمله ی روی دیوار اتاق کار خودش را کرد.


+ 1396/7/18ساعت 21:03 ،فلانی |