خب خب. یه سری چیزا رو باید پردازش کنم. یک. رابطه م با فاطمه ی دانشگاه دو. رابطه م با فاطمه ی خودمون 3. د. محسن 4. مهتا که داره میره. همینا به نظرم میاد فعلا :-؟

خب خب. یه سری چیزا رو باید پردازش کنم. یک. رابطه م با فاطمه ی دانشگاه دو. رابطه م با فاطمه ی خودمون 3. د. محسن 4. مهتا که داره میره. همینا به نظرم میاد فعلا :-؟

مه تا. رابطه م باهاش خیلی سخت بوده. یه مدت آبسشن بوده و الان هم به نظرم شلو میاد ولی خب هست و دوسش دارم. خیلی خوشالم که داره میره و ایشالا که زندگی بهتری داشته باشه اونجا.

دایی محسن. نمی دونم چی میخوام ازش! اصلا اپن آپ نمیکنه و این اذیتم میکنه ولی وای شود هی؟ دلم میخواد منو به عنوان کودک نبینه ولی چرا نبینه خب؟ طبیعیه که منو ایکوال ِ خودش نبینه. و این که هی میخوام افکشنش رو داشته باشم یه کم به طرحواره ی رهاشدگی ربط داره گمونم.

فاطمه ی خودمون. هومم. خب واضحه که اونقد نمیخوام رابطه داشته باشم باهاش. یه آب باریکه ای باشه بسه.

فاطمه ی دانشگاه سخت ترین شون ه.


+ 1396/8/18ساعت 22:19 ،فلانی |