نشسته م با حال خراب. از تشییع جنازه ی اون پسره خواب موندم و حس می کنم حتما انقد آدم عوضی ای بوده م که حتی لیاقت ندارم برم تشییع جنازه ش. ورزش نرفته م هنوز. صب د

نشسته م با حال خراب. از تشییع جنازه ی اون پسره خواب موندم و حس می کنم حتما انقد آدم عوضی ای بوده م که حتی لیاقت ندارم برم تشییع جنازه ش. ورزش نرفته م هنوز. صب دیدم پگاه ع. بهم مسج داده و خب چیز مهمی نیست احتمالا ولی یاد د. افتادم و اینکه هنوز تکستشو پاک نکرده م. خب الان کردم :)) آبسشنم با دکترسهیل واااااااااااااقعا داره میره رو اعصابم! خدایا I was so past this phase. تئوری های بسیاری دارم که چرا آبسشن با سهیل. یک: منو یاد جولیس سیزر میندازه و جولیس سیزر بسیار خفن بود و در نتیجه این رو هم آیدیالایز می کنم. دو: واسه م مثل یه معماست که باید کشفش کنم و عشقش هم که unattainable ه. چی میخوام دیگه؟ سه. میتونه دیسترکشن باشه از اکسم. این تحملش ساده تره چون همه ش فنتسی ه ولی اون واقعی بود و دیگه تحمل نداشتم که هانت م کنه.واقعا اذیت میشدم. چرا الان، تو این دوره از زندگیم باید ریگرس کنم به آبسشن؟ نمی دونم. شاید ذهنم از کمبود دراما خسته شده. حوصله ش سررفته. دلم برای آبسشن تنگ نشده بود هیچ. برای پروانه های توی شکم و اضطراب و وای راجب من چی فک میکنه و الان داره چیکار میکنه ها.  الان میرم گوگل میکنم چارتا مقاله میخونم ببینم چه پیشنهادایی دارن که چجوری با یه نفر آبسسد نباشم. چون واقعا میخوام نباشم، کیوت نیست اصلا!


+ 1396/8/24ساعت 09:56 ،فلانی |