رابطه م با سحر برام حل نشده هنوز. نمی دونم میخوام ادامه ش بدم یا نه. شاید راست میگه. شاید واقعا زیادی با هم متفاوتیم. من نمی تونم هیچ کس رو مجبور کنم دوستم داشت
رابطه م با سحر برام حل نشده هنوز. نمی دونم میخوام ادامه ش بدم یا نه. شاید راست میگه. شاید واقعا زیادی با هم متفاوتیم. من نمی تونم هیچ کس رو مجبور کنم دوستم داشته باشه یا به رابطه ش با من ادامه بده.
قلبم شکسته. این یه حقیقته. من خیلی آرزو داشتم برای این دوستی. فکر کردم یه نفر رو پیدا کرده م که چیزایی که بقیه نمی فهمن رو می فهمه. فکر می کردم خیلی شبیهیم -اتفاقا- ولی حالا می بینم که نیستیم. دوستی با سحر غمگینم می کنه چون غمگینه و هیچ کاری نمی کنه برای بهتر کردن چیزها و تو بیشتر چیزا من ازش بهترم. هرچند باهاش خیلی خوش می گذره بهم، خیلی دوستش دارم و خیلی قشنگه.
گمونم برای همینه که میگن همه ی تخم مرغ هاتون رو تو یه سبد نذارین. من برای این رابطه خیلی وقت و انرژی گذاشتم و کلی هزینه کردم و این که ببینم حالا تموم میشه غمگینم می کنه. ولی اگه اون نمیخواد م، چی کار می تونم بکنم؟ حتی اگه من بخوامش -که مطمئن نیستم- دوستی اجباری نیست.

+ 1395/6/14ساعت 00:04 ،فلانی |